
آرشیو
تماس با من
آرشیو وبلاگ
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
آرشیو موضوعی
فیزیک
لینک ها
دبیرستان کشی افشار کرج
هیگز
سیاره ونوس
آشنا
خنده
مقالات زمین شناسی
انجمن چهره های برجسته
قالبهای رایگان وبلاگ
دانشمندان روز دوشنبه اعلام كردند در اولين نمونه خاك ريخته شده به درون دريچه فر آزمايش مريخنشين فينيكستا كنون هيچ نشانهاي از آب كشف نكرده اند.
به گزارش پايگاه اينترنتي اسپيس دات كام، پس از اينكه دانشمندان بالاخره در روز ۱۱ژوئن موفق شدند اولين نمونه از خاك مريخ را به درون تجزيه كننده حرارتي گازي ( )TEGAفينيكس بريزيند، روز يكشنبه اولين آزمايش از دو تجزيه و تحليل خود را انجام دادند.
در جريان اين آزمايش، دانشمندان به اميد ذوب هرگونه يخ حاوي آب موجود در اين نمونه، آنرا ۹۵درجه فارنهايت ( ۳۵درجه سلسيوس) حرارت دادند.

بعدا محققان در جريان آناليز دوم اين نمونه را تا ۳۵۰درجه فارنهايت (۱۷۵ در جه سلسيوس) گرم كردند.
ويليام باينتون از دانشگاه آريزونا و رهبر گروه TEGAگفت به هيچوجه آبي از اين نمونه خاك تبخير نشد.
باينتون گفت كه اعضاي اين گروه از اينكه نشانهاي از آب كشف نشد تعجب نكردند زيرا اين نمونه درحاليكه به دريچه يكي از فرهاي TEGAچسبيده بود چند روز در زير نور خورشيد مريخ قرار گرفته بود.
در فرهاي , TEGAاين نمونه خاك در معرض حرارت قرار ميگيرد تا طيف سنج اين دستگاه بتواند تركيب بخارهاي ناشي از اين خاك را تجزيه و تحليل كنند.
در چند روز آينده، دانشمندان اين نمونه را باز هم بيشتر تا حداكثر هزار و ۸۰۰درجه فارنهايت ( هزار درجه سلسيوس) حرارت خواهند داد تا مواد معدني را كه ممكن است حاوي آب موجود در مواد شيميايي، دي اكسيد كربن يا دي اكسيد سولفور باشد، تبخير كنند.
وجود نشانههايي از آب در اين مواد معدني نشان ميدهند كه سنگهاي مريخ زماني با آب فعل و انفعال داشته اند.
منبع خبر : ايرنا
پنجشنبه سی ام خرداد 1387-19:37 | | بچه درس خون | گروه |لینک به نوشته

دانشمندان ژاپني ميگويند از تكنولوژي برش ذرات در توليد يك كاسه اليافي بسيار كوچك كه تنها به وسيله ميكروسكوپ قابل مشاهده است، استفاده كردهاند.
به گزارش سرويس «علمي» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، ماسايوكي ناسائو، استاد مهندسي مكانيك دانشگاه توكيو و دانشجويانش مادهاي از جنس كربن را در ساخت يك كاسه حاوي رشته به قطر يك 25 هزارم اينچ با هدف گسترش تكنولوژي نانوتيوب به كار برده اند.
نانولولهها قطعات لولهاي شكلي از جنس كربن هستند كه قطر آنها حدود يك ده هزارم ضخامت تار موي انسان است.
نانولولههاي كربني به دليل داشتن ويژگيهاي فيزيكي خاص به منظور كاربردهاي بيشتر در الكترونيك و پزشكي مورد بررسي قرار گرفتهاند.
اين تارهاي بسيار نازك و ميكروسكوپي از فولاد مقاومترند.
ناكائو همچنين ميگويد: آنها توانستهاند اين كاسه رامن يا ظرف خوراك مخصوص ژاپنيها را با زحمت بسيار از رشتههاي نانولوله بسازند.
كاسه رامن شامل رشتههاي ميكروسكوپي به طول دو 12 هزار و پانصدم اينچ و صخامت يك 25 ميليونيم اينچ است.
ناكائو معتقد است اين كوچك ترين كاسه رامن در جهان با رشتههاي نانوست كه البته قابل خوردن نيست!
به گفته وي، سختترين قسمت در اين دستاورد جالب و سرگرم كننده، نگهداشتن رشتهها در كاسه بوده است.
شنبه هجدهم خرداد 1387-20:20 | | بچه درس خون | گروه |لینک به نوشته

همه ما مي دانيم كه حيات تا چه حد مي تواند دشوار باشد، اما براي ميكروب هايي كه اخيرا در عمق 1.6 كيلومتري (1 مايلي) زير بستر اقيانوس و دور از ساحل كانادا يافت شده اند اينگونه تصور نمي شود. شرايط زندگي محدود شده است، محيط زيست آنها در دماي 100 درجه سانتيگراد (212 درجه فارنهايت ) قرار دارد و هنوز اين سلولهاي بادوام در حال پيشرفت هستند. در قسمت مياني محل فرود تاريخي ققنوس در قطب شمال مريخ نيز تا كنون هيجان يافتن حيات در سياره سرخ به اوج خود رسيده است.
اين كشف جديد در يك چنين عمقي در زير سطح زمين مي تواند محدوديت هاي تازه اي را در كيفيت آخرين حد وجود حيات در كرات ديگر ايجاد كند. دورتر از خط ساحلي نيوفاوندلند ، دانشمندان در قسمت زيرين بستر اقيانوس مستقر شده اند، كه ركورد پيشين زندگي در زير زمين را مي شكند. اين كشف جديد يكي از بنيادين ترين ساختارهاي حيات زميني را در عمق يك مايلي بدست مي دهد. (ركورد پيشين در عمق 842 متر يا 0.5 مايلي قرار داشت). از آنجايي كه من زيست شناس نيستم. اين خبر را همانگونه كه از خبرگزاري رويتر منتشر شد نقل مي كنم. رويترز: پروكاريوت ها ميكروب هايي فاقد نوكلئيد مي باشند كه شامل آرچي و برخي انواع باكتريها هستند. فقدان سلولهاي نوكلئيدي آنها را از ايوكاريوتها و يا زندگي تمامي حيوانات و گياهان متمايز مي كند.

پرو كاريوت ها نمونه هايي از رسوبات حفاري شده هستند كه در 111 ميليون سال پيش ته نشين شده اند. در اين عمق رسوبات در معرض دمايي در حدود 60 تا 100 درجه سانتيگراد (140 درجه فارنهايت) قرار مي گيرند. جان پاركس –پروفسور دانشگاه والس – معتقد است اين نوع ميكروب حتي مي تواند در اعماق ژرف تر نيز زندگي كند. او معتقد است كه اكثر پروكاريوتها را مي توان در عمق 4 كيلومتري در زير بستر اقيانوس يافت. در اينجا اين سوال پيش مي آيد كه آيا زندگي در ديگر سيارات تنها در اعماق پوسته ممكن است ودر سطح خير؟
پروفسور جان پاركس مي گويد " اگر زيست كره ذاتي در زير اقيانوس بر روي زمين وجود دارد پس مي تواند در كرات ديگر نيز وجود داشته باشد. تنها با گرفتن يك بيل خاك از سطح مريخ نمي توان گفت كه آيا حيات در مريخ وجود دارد يا خير ."
تلاش هايي كه توسط فضاپيماي پيشين بمنظور تحليل سطح مريخ براي ميكروب هاي فرا زميني صورت گرفته نيز گوياي همين مطلب است. با اين حال با بررسي و تحليل تركيب سطحي براي مواد مورد نياز لازم براي ادامه بقا (كه آنها را مي شناسيم)، مي توان اطلاعات مفيدي را بدست آورد. به عنوان مثال تصور مي شود كه فضاپيماي فونيكس براي يافتن حيات در مريخ طراحي شده است در صورتيكه اين فضاپيما به منظور تحليل لايه سنگي بالاي مريخ براي بررسي ميزان آب و همچنين اثبات اينكه آب مايع ممكن است در گذشته نزديك يكبار در مريخ جريان داشته است، ساخته شده است. حال ما محدوده اي را كه در آن احتمال يافتن حيات است گسترش داده ايم، ماموريت در مريخ به يك پناهگاه زير زميني در زير سطح آن نياز خواهد داشت و مجبور هستيم تا آن زمان كه خودمان اين كار را انجام دهيم منتظر بمانيم.
مشخص نيست كه اين ميكروب هاي زير زميني از كجا انرژي خود را دريافت مي كنند. احتمالا تابش خورشيد عامل اين انرژي نيست. متان و گرمايي كه از دهانه آتشفشان به بيرون پرتاب مي شود كانديداهاي بهتري براي انرژي هستند. در اينجا يك مساله وجود دارد كه مربوط به يافت حياط در اعماق است. كه برنامه احتمالي براي دفع دي اكسيد كربن اعماق زمين را پيچيده مي كند.اين يك اكوسيستم دست نخورده است كه رونمايي از آن منجر به از دست رفتن بخشي از نتايج براي اين كولن هاي ميكروبي خواهد شد. با اين حال ممكن است عده اي را بتوان با پنل آب و هوايي u.N كه حاكي از آن است كه دفن دي اكسيد كربن در آينده مي تواند يك ابزار كليدي براي جلوگيري از گريز گاز هاي گلخانه اي به درون اتمسفر شود متقاعد كرد.
یکشنبه دوازدهم خرداد 1387-18:6 | | بچه درس خون | گروه |لینک به نوشته

استاد برتون ريشتر، برنده جايزه نوبل فيزيك 1976 و استاد دانشگاه استفورد آمريكا و برنده جايزه نوبل فيزيك و دكتر جان برايت، رييس مركز تحقيقات انرژي آمريكا بامداد جمعه به دعوت دانشگاه صنعتي شريف وارد تهران شدند.
دكتر ريشتر و دكتر برايت در بدو ورود به ايران در نشستي با خبرنگاران در محل هتل استقلال به سوالاتشان پاسخ دادند.
برنده جايزه نوبل فيزيك 1976 در ابتدا با اشاره به اين كه براي اولين بار به ايران ميآيد به آشنايي خود با دكتر ياسمن فرزان، پژوهشگر جوان پژوهشگاه دانشهاي بنيادي اشاره كرد كه اخيرا از سوي اتحاديه بينالمللي فيزيك محض و كاربردي(آيوپاپ) به عنوان برنده جايزه دانشمند جوان در زمينه فيزيك ذرات معرفي شده است.
وي خاطرنشان كرد: خانم فرزان كه برنده جايزه بهترين فيزيكدان جوان در زمينه فيزيك ذرات شده است، حدود يك سال در دانشگاه استنفورد مشغول به تحصيل بودند و از آن دوران با وي آشنايي دارم.
ريشتر در ادامه به فعاليتهاي ايران در زمينه شتابگرها و فيزيك ذرات اشاره كرد و گفت: ايران در ساخت يكي از قطعات شتابگر سرن فعاليتهاي زيادي داشته است كه اگر اين شتابگر به مرحله نهايي برسد، ايران پيشرفتهاي خوبي در زمينه فيزيك ذرات داشته است. ايران همچنين در ساخت مركز تحقيقات سينكروترون در اردن همكاري كرد و ميتوان گفت نقش اين كشور در زمينه انرژيهاي بالا و ذرات بنيادي با وجود كوچك بودن، قابل توجه و چشمگير است.
اين استاد فيزيك ذرات بنيادي همچنين در پاسخ به سوال خبرنگاري كه از او درباره پيلهاي سوختي سوال كرد، گفت: عدم اطمينان از عملكرد پيلهاي سوختي و تامين محفظه مناسب نگهدارنده هيدروژن و كاتاليستهاي پلاتيني را از جمله مشكلات پيش رو براي استفاده از اين فنآوري عنوان و در عين حال ابراز اميدواري كرد كه با ادامه مطالعات در زمينه پيلهاي سوختي بتوان تا 10 سال ديگر از آنها در خودروها استفاده كرد.
دكتر ريشتر، استاد فيزيك دانشگاه استنفورد كه به همراهي دكتر جانبرايت، فيزيكدان ديگري از فرهنگستان علوم آمريكا به ايران ميآيد، علاوه بر ديدارها و نشستهاي علمي با اساتيد و متخصصان ايراني، ششم خردادماه در نشستي عمومي در جمع استادان و دانشجويان علاقمند در دانشگاه صنعتي شريف سخنراني ميكند.
موضوع سخنراني ريشتر كه قرار است ششم خرداد ماه از ساعت 15:30 تا 16:30در سالن جابربن حيان دانشكده شيمي دانشگاه صنعتي شريف برگزار شود، «فيزيك ذرات بنيادي» است.
دكتر ريشتر در سال 1976 به همراه سميوئل چائو چونگ تينگ به دليل كارهاي پيشگامانهشان در كشف نوع تازه اي از ذره بنيادي سنگين مشتركا به دريافت جايزه نوبل فيزيك نايل شدند.
برتون ريشتر كه در مارس سال 1931 در بروكلين نيويورك به دنيا آمده، تحصيلات عالي خود را تا اخذ دكتري فيزيك در موسسه تكنولوژي ماساچوست (MIT) پشت سرگذاشت و پس از پايان تحصيلاتش در سال 1956 به بخش فيزيك دانشگاه استنفورد پيوست.
وي سالها به عنوان پژوهشگر و استاد فيزيك ذرات بنيادي در اين دانشگاه فعاليت داشته و چندي نيز مديريت فني مركز شتابگر خطي استنفورد را برعهده داشته است.
استاد ريشتر از سال 1999 پس از بازنشستگي تحقيقاتش را در حوزه انرژي و گازهاي گلخانهيي پي گرفته است.
سه شنبه هفتم خرداد 1387-17:44 | | بچه درس خون | گروه |لینک به نوشته

دو دانشآموز گنبد كاووسي موفق به ساخت خشك كن در خلاء با استفاده از گاز ازن شدند.
اين دستگاه كه توسط ياشار طيار و محمد سليماني، دانشآموزان مركز آموزشي هدف گنبدكاووس ساخته شده، قابليت خشك كردن هرگونه مواد را دارد و شكل ظاهري آن به صورت استوانهيي است كه مانند سيستم هاي پرينتر و يا زيراكس عمل مي كند. اين دستگاه را مي توان در صنعت و نيز در مصارف خانگي به كاربرد. در مصارف صنعتي مانند كشاورزي قابليت خشك كردن5 تن مواد را در كمتر از 10 دقيقه و در مصارف خانگي توانائي خشك نمودن هرگونه ماده اي در مدت زمان كمتر از يك دقيقه دارد .
اين دستگاه به صورت تمام خودكار كار مي كند و عمل خشك كردن را از طريق امواج الكترومغناطيسي در محيط خلاء انجام مي دهد و هيچ گونه تأثيري بر روي جنس و كيفيت ماده ندارد و اين عمل باعث مي شود كه ماده عمر طولاني داشته باشد.
از ديگر مزاياي اين دستگاه ضدعفوني كردن مواد همزمان با خشك شدن آنها عنوان شده است.
اين دستگاه از انرژي الكتريكي تغذيه كرده و بسيار كم مصرف تر از دستگاه ها و روش هاي معمول است.
يكي ديگر از مزاياي اين دستگاه خشك كن توانائي تشخيص ميزان فشار و دماي لازم به صورت خودكار است كه اين عمل را نيز به وسيله سيستم هاي هوشمند و حسگرهاي حساس انجام مي دهد و نيازي به برنامه مشخص ندارد.
سه شنبه هفتم خرداد 1387-17:38 | | بچه درس خون | گروه |لینک به نوشته

شما میتوانید نام خود را همراه مسافر فضایی LRO به سوی ماه راهی کنید. نام شما یکی از چند میلیون نامی خواهد بود که همراه این مسافر فضایی فرستاده خواهد شد...
LRO = Lunar Reconnaissance Orbiter
LRO : اولين گام دوباره ناسا براي حركتي نو به سوي تنها قمر زمين.
براي كسب اطلاعات بيشتر در مورد اين پروژه به لينك زير مراجعه كنيد:
مهلت ارسال نام به ديتابيس اين مسافر فضايي تا 27 ژوئن 2008 خواهد بود. براي فرستادن نام خود به ماه همراه ميكروشيپ LRO به لينك زير مراجعه بفرماييد:
سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387-14:34 | | بچه درس خون | گروه |لینک به نوشته

فضاپيماهاي سياره نورد در سياراتي مانند ونوس (ناهيد يا زهره) كه دماي جو آن 482.2 درجه سانتيگراد ، فشار آن 90 برابر فشار جو زمين و جو آن آميخته از دي اكسيد كربن و تركيبات اسيد سولفوريك است، به انجام ماموريت مي پردازند. ماموريت بعضي از آنها نيز در توپهاي گازي عظيم الجثه مانند كيوان (زحل) يا مشتري صورت مي گيرد. فضاپيماي گاليله موفق به نفوذ در لايه خارجي گازي مشتري تا فشار 22 برابر فشار زمين شد.
نا سا تعدادي از سفينه هاي خود مانند مارينر1 (Mariner) كه اولين ماموريت به ونوس بود را از دست داده است. در سطح بين المللي نيز اين اتفاق بارها تكرار شده است. اينگونه ماموريت ها به سالها فعاليت، هزينه هاي فراوان و تكنولوژي هاي پيشرفته تخصصي مانند محفظه هاي فشار و سيستمهاي محافظ حرارتي و تجهيزات ويژه اندازه گيريهاي علمي نياز دارند.
در اين زمينه تا كنون موفقيت هاي قابل توجه اندكي، مانند ماموريت چند فضاپيمايي پايونيير (Pioneer) به ونوس، ماموريت فضاپيماي گاليله و ماموريت اخير اروپاييها با فضاپيماي هايگنز(Huygens) به قمر تايتان، كه قسمتي از ماموريت كاسيني در زحل بود را داشته ايم. اين ماموريتها يا مدتها قبل انجام شده اند، يا بسيار گران تمام شده اند و يا هر دو. چالش پيش روي نسل جديد ماموريتها، به كارگيري تكنولوژيهاي جديد است، اما كسي راضي نمي شود مبلغي نزديك به 1 بيليون دلار را در معرض ريسك بگذارد!. در عين حال بايد به يك نكته توجه كرد. چگونه از اينجا به آنجا برويم؟.
سيستم محافظ حرارتي را در نظر مي گيريم. فضاپيما با سرعت 65.000 تا 80.000 كيلومتر در ساعت، يعني سرعت لازم براي رسيدن به سيارات بيروني مانند مشتري و كيوان، حركت مي كند. موقع رسيدن به مقصد، جرم فضاپيما انرژي بسيار زيادي دارد كه در صورت ورود به درون جو سياره مقصد، بايد از آن كاسته شود به عبارت ديگر فضاپيما بايد سرعت خود را كم كند. در شرايط تقريبا تهي فضا، سرعت زياد مشكلي ايجاد نمي كند. اما زمانيكه يك فضاپيما با يك جو پر از مولكولهاي گاز مواجه مي شود، همه چيز به سرعت شروع به داغ شدن مي كند. هرچه سرعت فضاپيما بيشتر باشد، بيشتر داغ مي شود.
فضاپيماي گاليله كه تا به امروز سخت ترين تلاش براي ورود به جو سياره اي را انجام داده است دمايي دو برابر دماي سطح خورشيد و نيرويي به اندازه 230g يعني 230 برابر شتاب گرانشي در سطح زمين را هنگام نفوذ در مشتري تجربه كرد. در چنين شرايطي تنها مي توان با داشتن يك شيلد حرارتي كه با دقت طراحي و با دقت آزمايش شده و با مواد تخصصي ويژه مانند تركيبات فنوليك (phenolic - نوعي رزين) كربن پوشانده شده است، نجات پيدا كرد. جنس اين شيلد بايد به قدري ضخيم باشد كه اگر يك تكه آن از بين رفت، همچنان بتواند از فضاپيما محافظت كند. البته، هر اندازه كه وزن شيلد حرارتي بيشتر باشد، فضاپيما تجهيزات كمتري را مي تواند با خود حمل نمايد.
با گذشت سالها از ارسال فضاپيماي گاليله در سال 1989، مواد جديدي ساخته شده اند كه قابليتهاي بهتري دارند. آنها هم سبكترند و هم مقاومت بيشتري دارند. ماده جديدي كه در مركز تحقيقات ايمز (Ames) ناسا واقع در سيلي***** ولي كاليفرنيا اختراع شده است، PICA مخفف Phenolic Impregnated Carbon Ablator به معني محافظ حرارتي فنوليك كربن اشباع شده، نام دارد.
اين ماده بسيار سبك است، توليد آن نسبتا آسان است و خيلي راحت مي توان آنرا به صورت اشكال خاصي در آورد. اين ماده پيشرفت بزرگي در تكنولوژي فضاپيماها بود. از ماده PICA در محافظ حرارتي فضاپيماي ماموريت استارداست (Stardust) يا غبار ستاره استفاده شد. اين فضاپيما در 7 فوريه 1999 به فضا فرستاده شد يعني در دوران ماموريتهاي "سريعتر، بهتر، ارزانتر" يا ماموريتهاي FBC (Faster, Better, Cheaper) ناسا. دستاوردهاي دوران FBC شكستهاي پرهزينه اي را (مدارگرد آب و هواي مريخ و فرود در قطب مريخ) در بر داشت و از آن زمان ناسا اين فلسفه (FBC) را كنار گذاشت. البته FBC دست كم يك نقطه مثبت داشت.
بر اساس اين فلسفه پذيرفتن ريسك با اين باور كه اگر يك ماموريت كوچكتر و ارزانتر باشد احتمال عدم موفقيت آن بيشتر است اما در صورت شكست، فاجعه كمتري به بار خواهد آمد و ممكن است براي دوباره سازي آن، فناوري هاي جديدي به دست آيد، مجاز بود. فضاپيماي استارداست در 25 ژانويه 2006 به همراه نمونه هايي از يك دنباله دار به زمين بازگشت و ثابت كرد كه PICA كار خود را به زيبايي انجام مي دهد.
ارسال فضاپيما به سيارات و اقمار آنها امري گران و دشوار است و تجهيزاتي كه براي رسيدن به هر يك از اين اجرام مورد نياز است، بسيار متنوعند. در همين راستا انجمن بين المللي سياره نوردي سالانه يكبار گرد هم مي آيد و ضمن ارائه ايده ها و تكنولوژي هاي جديد، نظرات خود را در مورد انتخاب مقصد براي ماموريتهاي آينده مطرح مي كنند. پنجمين نشست اين انجمن اواخر ژوئن 2007 در بوردوكس فرانسه برگزار شد.
تكنولوژي هايي كه در آن مورد بحث قرار گرفتند از بالنهاي كوچك (نوعي وسيله به نام بالوت (ballute) كه تلفيقي از بالن و پاراشوت است و مي تواند در فراز سطوح شناور باشد) تا سيستم هاي پيشرفته محافظ حرارتي و تجهيزات فوق سبك ساخته شده به كمك نانوتكنولوژي بودند.
مقاصد مورد توجه براي برنامه هاي آتي متعددند. از آن جمله مي توان سيارات ونوس و عطارد، كه مي توانند به درك ما از تشكيل منظومه شمسي و اين كه چرا وضعيت اين سيارات به گونه ايست كه غير قابل س*****ت هستند، را نام برد. علاوه بر آن قمرهاي كيوان و مشتري، مانند قمر اروپا مقاصد خوبي مي باشند. در قمر اروپا، علاوه بر وجود اقيانوس آب مايع در زير لايه هاي يخي، امكان وجود ارگانيزمهاي زنده وجود دارد. بسياري بر اين باورند كه اروپا همه ملزومات اساسي شامل آب مايع، منبع انرژي و مواد مغذي را دارا مي باشد. به هر حال تنها راه شناخت بيشتر، رسيدن به آنجا با يك فضاپيماي مناسب و همراه داشتن تجهيزات كامل است. هيچ يك از اين تصميم گيريها كار ساده اي نيست.
واقعيت اين است كه براي تحقق خواسته هاي همه مردم زمين، پول كافي وجود ندارد. صرفنظر از مسائل مالي، اين وظيفه علوم و فناوري فضانوردي است كه بايد همراه با خواسته هاي بشر پيش رود.
نويسنده: ليزا چو- تيلبار
انجمن علوم
انستيتو SETI (seti.org)
ترجمه: لنا سجاديفر
دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387-16:10 | | بچه درس خون | گروه |لینک به نوشته

زمين در آيندهي خود امكان برخورد با عطارد يا مريخ را خواهد داشت.
زندگي بر روي زمين چگونه پايان مييابد؟ البته پاسخ معلوم نيست٬ اما دو مطالعهي جديد، برخوردي با عطارد يا مريخ را پيشبيني ميكنند كه ميتواند پيش از آنكه خورشيد به غولي قرمز بدل شود و سياره را در تقريبا 5 ميليارد سال برشته كند٬ زندگي بر روي زمين را به سرنوشتي شوم دچار كند.
اين مطالعات نشان ميدهند كه سيارات منظومهي شمسي به چرخش حول خورشيد تا حداقل 40 ميليون سال به صورت پايدار ادامه خواهند داد. ولي پس از آن احتمال كمي (غير قابل صرف نظر) وجود دارد كه اوضاع به صورتي بسيار بد پيش خواهد رفت.
منظومهي شمسي در مقياس زماني انسانها به نظر ميرسد كه ساعتوار به طور منظم در حركت است اما آيزاك نيوتن 3 قرن پيش دريافت كه جاذبه گرانشي كه سيارات بر يكديگر اعمال ميكنند ميتواند٬ آنها را با گذشت زمان به خارج از مدارهاي خود متمايل كند. پيشبيني آنچه كه رخ خواهد داد به علت چند جسمي بودن مسئله بياندازه مورد سوال قرار ميگيرد. امروزه حتي خطاهاي كوچك در موقعيتهاي مشاهده شدهي سيارات ميتواند به عدم قطعيتهايي بسيار بزرگ در پيشبيني آينده تبديل شود. به همين علت اخترشناسان با اطمينان تنها خبر از ثابت بودن منظومهي شمسي براي 40 ميليون سال آينده را ميدهند.
اگرچه هيچ كس نميتواند با اطمينان از آنچه كه پس از آن رخ ميدهد بگويد٬ محاسبات جديد از اطلاعات كمي در آيندهاي دورتر خبر ميدهند. اين محاسبات نشان ميدهند كه با احتمال 1 تا 2 درصد مدار عطارد در طول 5 ميليارد سال آينده قطعا تغييرات عمدهاي را خواهد داشت. اين رويداد به متزلزل كردن سيارات دروني منظومهي شمسي ميانجامد و ميتواند به برخوردي فاجعهآميز بين زمين و مريخ يا عطارد منجر شود كه حيات موجود در آن زمان را نابود كند.
گرگوري لافلين، نويسندهي مشترك يكي از اين مطالعات در دانشگاه كاليفرنيا-سانتا كروز ميگويد:"براي مثال در برخوردي سنگين با مريخ تمامي حيات فوراً نابود ميشود و زمين با دماي يك ستارهي غول سرخ در حدود 1000 سال خواهد گداخت." ژاك لاسكار از رصدخانهي پاريس در فرانسه مطالعهي ديگري را تصويب كرد. وي 1001 شبيهسازي كامپيوتري از منظومهي شمسي را در گذر زمان با اندكي اختلاف در شرايط آغازين هر يك از سيارات برپايهي عدم قطعيت در مشاهدات به اجرا درآورد.
در 1 تا 2 درصد موارد٬ مدار عطارد با گذشت زمان و در اثر جاذبهي گرانشي مشتري بسيار كشيده شد. در اين موارد٬ مدار عطارد به خروج از مركز 0.6 يا بيشتر رسيد (خروج از مركز صفر به معناي يك دايرهي كامل است در حالي كه خروج از مركز 1 بيشترين كشيدگي ممكن را نشان ميدهد). قرار گرفتن عطارد در چنين مدار كشيدهاي٬ تاثير متقابل بين عطارد٬ زهره٬ مريخ و زمين را افزايش ميدهد. شيبهسازيهاي پيشين لاسكار نشان ميدهد كه چنين رويدادي تمامي منظومهي شمسي را آشفته ميكند. لافلين در گفتگو با نيوساينتيست گفت:" هنگامي كه خروج از مركز عطارد به حدود 0.6 افزايش مييابد٬ به محل تقاطع با مدار زهره نزديك ميشود".
عطارد و مريخ به هنگام متزلزل شدن منظومهي شمسي به دليل جرمهاي بهترتيب 6 و 11 درصد جرم زمين٬ دورتر پرتاب ميشوند٬ زيرا نسبتاً راحتتر حركت ميكنند. به حركت درآوردن زهره سختتر است زيرا جرمي معادل با 82 درصد جرم زمين را داراست. در يكي از شبيهسازيهاي لافلين و كنستانتين بتيگين از عطارد، پس از 1.3 ميليارد سال به سمت خورشيد پرتاب شد. در شبيهسازي ديگري مريخ پس از 820 ميليون سال از منظومهي شمسي به بيرون پرت شد و 40 ميليون سال پس از آن عطارد و زهره برخورد كردند. لافلين گفت: "تعداد زيادي از فجايعي كه ممكن است رخ دهد براي ما روشن شده است و در هر مورد٬ جزئيات اسفبار كاملا متفاوت هستند".
وحشتناكترين فاجعه براي زمين احتمال برخورد با عطارد يا مريخي عنان گسيخته است. نسبتا مشخص است كه مريخ با زمين چه ميتواند انجام دهد. اكثر دانشمندان بر اين باورند كه جسمي به اندازهي مريخ در ابتداي منظومهي شمسي به زمين برخورد كرده است و سرانجام از بقاياي اين برخورد ماه به وجود آمده است. زمين با اين برخورد با اقيانوسي از مذاب تا هزاران درجه گرم شده بود. لافلين افزود: "پاسخ آينده به چنين اتفاقي فاجعهآميز خواهد بود٬ اما 98 تا 99 درصد احتمال حركت ساعتوار منظومهي شمسي در 5 ميليارد سال آينده وجود دارد."
چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387-13:45 | | بچه درس خون | گروه |لینک به نوشته

|
انجام فعاليتهاي ورزشي در فضا يكي از برنامههاي روزانهي هر فضانورد است. اما فضانوردان علاوه بر انجام اين فعاليتها، ورزشهاي جالبي نظير بازي گلف فضايي ابداع كردهاند. فضانوردان مجبورند به سختي ورزش كنند تا عضلاتشان در اثر بيوزني ضعيف نشود. اما گاهي اوقات در طي مدت زماني كه در ايستگاه فضايي هستند، ايدههاي جديدي را براي انجام فعاليتهاي ورزشي خود پياده ميكنند
به عنوان مثال اكنون پر كردن كيسههاي بزرگ آب معناي جديدي يافته است. «گرت رايزمن» (Garret Reisman)، يكي از فضانوردان ايستگاه، ميگويد: «در ابتدا ما شروع به پرتاب كردن اين گويهاي بزرگ كرديم. سپس به اين نتيجه رسيديم كه ميتوان بعد از پرتاب، از آنها سواري گرفت چرا كه اين كيسههاي بزرگ ميتوانند شما را حمل كنند و به اطراف ايستگاه ببرند. بنابراين كارهاي زيادي است كه ميتوان در ايستگاه انجام داد. اگر ايدهي خوبي داريد به من بگوييد. حتما امتحانش ميكنيم».
![]()
پيش از شروع بازي بين دو تيم نيويورك يانكيز و بوستون رد ساكز، اسكوربرد ورزشگاه تيم يانكيز، تصوير گرت رايزمن –يكي از طرفداران پر و پا قرص اين تيم- را در حال پرتاب توپ بيسبال در ايستگاه فضايي نشان ميدهد. منبع عكس AP Photo:
او هفتهي گذشته يك توپ بيسبال را به افتخار تيم محبوبش پرتاب كرده بود. او پس از سالها پرتاب توپ بيسبال روي زمين، بايد نحوهي انداختن توپ را در فضا اصلاح ميكرد چرا كه روي زمين، براي پرتاب توپ در يك مسير مسقيم، ما عملا آن را در يك مسير قوسي مياندازيم تا اثر جاذبه را خنثي نماييم. ولي در ايستگاه فضايي جاذبه وجود ندارد.
فضانوردان قبلي ايستگاه البته وظيفهي ديگري داشتند: برگزاري مسابقات دو امدادي! در اين مسابقه دو تيم سه نفره از فضانوردان شركت كردند. ابتدا دو نفر از ابتدا تا انتهاي يك بخش ايستگاه مسابقه ميدادند، سپس با دادن علامتي به نفر دومي كه در سه بخش آنطرفتر منتظر ايستاده بود برميگشتند و نفر سوم وارد مسابقه ميشد. در اين مسابقه، تيمي كه رايزمن در آن بود برنده شد.يافتن ورزش مناسبفضانوردان مقيم ايستگاه فضايي بايد به طور متوسط روزانه 6 ساعت و نيم كار كنند، هشت ساعت و نيم بخوابند و دو ساعت به فعاليتهاي ورزشي بپردازند. ولي مانند همهي افراد، فضانوردان نيز در اوقات فراغت خود به تفريح ميپردازند.علاوه بر انجام فعاليتهاي ورزشي روي تردميل و دوچرخهي ثابت، فضانوردان بسكتبال هم بازي كردهاند. از ديگر تفريحات آنها ميتوان به پرتاب بومرنگ و فريزبي اشاره كرد. البته در حالت بيوزني قواعد بازي دستخوش تغيير ميشوند.![]() فضانورد ناسا، كلي اندرسون در حال بازي با توپ راگبي در ايستگاه فضايي بينالمللي. منبع عكس: ناسا به عقيدهي يكي از فضانوردان، پرتاب اشيا در فضا نيازمند مهارت بالايي است. همانند توانايي راه رفتن در شرايط بيوزني، اين هم مهارتي است كه بايد با تمرين كسب نمود.
بازيهايي كه در حالت بيوزني انجام ميشود اينجا روي زمين نيز طرفداراني براي خود دست و پا نموده است. مسافراني كه براي مدت زمان كوتاهي شرايط بيوزني را در يك بويينگ 727 مخصوص تجربه كردهاند، اقدام به انجام بازيهايي نظير وسطي و گرگم به هوا نمودهاند.در ماموريتهاي اخير ايستگاه فضايي، فضانوردان نسخهي مخصوص شرايط بيوزني را براي برخي از فعاليتهاي ورزشي طراحي كردهاند. از جمله:· در ماه اسفند، فضانورد ژاپني يك بومرنگ را در ايستگاه فضايي پرتاب كرد تا ببيند كه آيا بومرنگ در فضاي بدون جاذبه نيز برميگردد يا خير. صد البته كه بومرنگ به سمت او برگشت.· سال گذشته يكي از فضانوردان ناسا در حالي همراه با ايستگاه فضايي به دور زمين ميچرخيد در مسابقهي دوي ماراتوني كه در شهر بوستون برگزار ميشد شركت كرد و پس از 4 ساعت و بيست و چهار دقيقه به خط پايان رسيد (البته به همراه ايستگاه فضايي و در مدار زمين!).· در سال 2006، يك فضانورد سوئدي كه از قهرمانان سابق پرتاب فريزبي نيز بود، موفق شد به لطف نبودن جاذبه، به مدت 20 ثانيه يك فريزبي را در محيط ايستگاه معلق نگه دارد و ركورد 17 ثانيهاي قبلي را بشكند.· يك فضانورد روس نيز در سال 2006، مانند آلن شپارد يكي از سرنشينان آپولو 14، به يك توپ گلف در فضا ضربه زده بود.· سال گذشته يكي از فضانوردان ناسا با استفاده از چوب بيسبال به يك توپ راگبي و يك توپ بيسبال ضربه زده بود تا به دانشآموزان اثر بيوزني را نشان داده باشد.جان هايس (John Hayes)، مدير بخش مديريت منابع انساني ناسا، اينطور بيان ميكند كه ناسا فضانوردان را براي انجام فعاليتهاي ورزشي دلخواهشان در فضا ياري مينمايد.به عنوان مثال در مورد مسابقهي ماراتن، لازم بود كه عليرغم برنامه فشرده كاري، مدت زمان اختصاص يافته براي فعاليتهاي ورزشي فضانوردان بيشتر شود كه در اين زمينه مساعدتهاي لازم صورت گرفت.تيمكشي در مدار زميناز زماني كه فضانوردان اقامت در ايستگاه فضايي را در سال 2000 شروع كردند، به طور متوسط هميشه سه فضانورد در ايستگاه ساكن بودهاند. هر چند كه در موارد استثنايي نظير بازهي زماني پس از فاجعهي شاتل كلمبيا، ماموريتهاي دو نفره نيز انجام شدهاند. به جز اين موارد استثنايي، تعداد فضانوردان داخل ايستگاه تقريبا همواره سه نفر است كه براي تيمكشي تعداد مناسبي نيست. اين مشكل در سال 2009 حل خواهد شد چرا كه ناسا و ديگر همكاران ايستگاه فضايي قصد دارند تعداد فضانوردان مقيم ايستگاه را به 6 نفر در هر ماموريت افزايش دهند. با اين افزايش، دست فضانوردان براي انجام فعاليتهاي ورزشي متنوعتر باز خواهد شد. با اين تعداد بيشتر، فضانوردان قادر خواهند بود به انجام ورزشهاي تيمي نيز بپردازند!منبع: www.nojum.ir |
چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387-12:33 | | بچه درس خون | گروه |لینک به نوشته

مهم نیست که شما چقدر به همسفر خود در روی زمین علاقه دارید، بلکه این دوستی می باید طی یک ماموریت سه ساله به مریخ آزمایش شود؛ البته آزمایش دوستی دلیل اصلی برای تحقیق در مورد ایجاد یک حالت هوشیار و آرامش در بین فضانوردان طی سفرهای فضائی طولانی مدت نیست
به گزارش سرويس علمي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، سولفيد هيدروژن (همان گاز ايجاد شده در تخم مرغ گنديده) موشها را در حالتي شبيه خواب زمستاني فرو مي برد بدون آنكه به انداماي حياتي آنها كه با اكسيژن سروكار دارند گرسنگي دهد. شايد بتوان با استفاده از اين گاز به عنوان داروي مسكن چنين حالتي را در فضانوردان ايجاد كرد تا طي سفر سه ساله خود به مريخ آرام باشند.
حمل مواد غذائي، اكسيژن و پاك كنندگي دي اكسيد كربن كه باعث زنده ماندن فضانوردان در فضا مي شوند و همچنين دفع ضايعات انساني، مستلزم هزينه هاي بسيار بالائي است.
دكتر وارن زاپل، سرپرست بخش بيهوشي بيمارستان عمومي ماساچوست وابسته به دانشگاه هاروارد ميگويد:« در صورتي كه بتوان اين مواد و ضايعات را از فضاپيما حذف كرد سفر تميزتري براي فضانوردان فراهم مي شود. يكي از گزينه ها سرد كردن كابين خدمه است؛ اما حرارتهاي كمتر از 30 درجه سانتيگراد باعث اخلال در آهنگ ضربان قلب مي شود.»
يك احتمال ديگر اين است كه فضانوردان گاز سولفيد هيدروژن را تنفس كنند. اين گاز هماني است كه توسط تخم مرغ گنديده و گاز مرداب توليد مي شود.
گزارش زاپل و همكاران وي نشان مي دهد كه چگونه اين گاز سوخت و ساز (متابوليسم) بدن موش ر كند ميكند بدون آنكه جريان خون به مغز را قطع كند.
وي مي گويد:« در آزمايشهاي ما، موشها به خواب نمي رفتند زيرا زماني كه انتهاي دم آنها را نيشگون ميگرفتيم آنها واكنش نشان مي دادند. من نمي دانم كه اين حالت به چه چيزي شباهت دارد ولي احتمالا شبيه دنياي حركت آرام است.»
هنوز سئوالات و سالها تحقيقات نياز مي باشد تا افراد سالمي مانند فضانوردان را در حالتي مانند خواب زمستاني فرو برد.
به نوشته پارس اسكاي، طي آزمايشهاي زاپل ، ميزان سوخت و ساز بدن موش مانند مصرف اكسيژن و توليد دي اكسيد كربن، 10 دقيقه بعد از تنفس سولفيد هيدروژن كاهش پيدا كرد.
اين ميزان تا زماني كه اين گاز مورد استفاده قرار مي گرفت پايين بود. 30 دقيقه بعد از اينكه هواي عادي شروع به جريان مي كرد موشها به حالت عادي بر مي گشتند. تا زماني كه موشها گاز را تنفس مي كردند ميزان طپش قلب آنها بدون آنكه تغييري در فشار خون يا توان ضربان قلب ايجاد شود، حدود 50 درصد كاهش داشت.
ميزان تنفس كاهش داشت اما در سطح اكسيژن خون تغييري حاصل نشد كه نشان دهنده اين است كه اندامهاي حياتي با خطر كمبود اكسيژن روبرو نشدند.
زاپل در نظر دارد تا آزمايشهاي بيشتري را بر روي پستانداران بزرگتري مانند گوسفند انجام دهد.
وي مي گويد:«قبل از استفاده از اين گاز توسط فضانوردان، مي بايد مطمئن شد كه كاملا بدون خطر است.»
منبع : ايسنا
پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387-13:59 | | بچه درس خون | گروه |لینک به نوشته

مدير شبكه شركتهاي فنآوري نانو ايران گفت: هدف از برنامه توسعه فنآوري نانو در ايران بهبود كيفيت زندگي مردم است.
"محمدعلي بحريني" كه براي شركت درنمايشگاه بينالمللي نانوتكنولوژي ۲۰۰۸ ژاپن، در توكيو بسر ميبرد روز جمعه در گفت و گو با خبرنگار ايرنا افزود:
در ايران تكنولوژيهايي كه در اولويت است شامل نانوتكنولوژي، بايوتكنولوژي (فنآوري زيستي) و آي.تي است.
بحريني با بيان اين كه در سند چشمانداز ۲۰سالهكشور سياستهاي كلي مربوط به اين موارد ذكر شده است ، گفت: در بخش فنآوري نانو ، ايران داراي سندي با عنوان "راهبرد آينده" يا برنامه ۱۰ساله توسعه فنآوري نانو در كشور است.
وي خاطرنشان كرد: اهداف كمي از سال ۲۰۰۵تا ۲۰۱۴ميلادي براي اين برنامه ترسيم شده است و منابعي نيز براي اين مدت بايد هزينه شود.
وي با اشاره به اين كه دو سال اول براي آمادهسازي اين برنامه تعيين شده است، اضافهكرد: هماينك اين دوسال تمام شدهاست و بايد برنامه مورد بازنگري قرار گيرد و ادامه برنامه نيز براي هشت ساله آينده به تصويب دولت برسد.
بحريني با تاكيد بر اين كه هدف توسعه فنآوري نانو در كشور توليد ثروت و افزايش كيفيت زندگي مردم است، گفت: در تمام سند به صراحت اين مساله ذكر شده است.
وي افزود: هرچند توليد علم و مقاله خوب است و دانشگاهها نيز در اين حوزهها بايد فعال باشند ولي هدف توسعه تكنولوژي نانو ، توليد ثروت براي كشور است و اينها در مراحل بعدي قرار دارند يعني اينكه بنگاههاي فعال در بخش نانو تقويت شوند و به كسب و كار تبديل شود.
مدير شبكه شركتهاي فنآوري نانو ايران با اشاره به تشكيل ستادي به نام ستاد نانوتكنولوژي دفتر رياست جمهوري گفت: هدف از تشكيل اين ستاد نيز كمك به شركتهاي فعال در عرصه نانو براي ارتقاي سطح دانش و تجارب آنها است.
بحريني گفت: اين ستاد با توجه به هدفش كه توليد ثروت است ، يك مجموعهاي را به نام شبكه شركتهاي فنآوري نانو ايران ايجاد كرد.
وي با بيان اين كه شبكهسازي كار مدرني است كه در همه جهان به روز شده و از مدلهاي قديمي كمتر استفاده ميشود ، گفت: درحال حاضر بنگاهها به صورت شبكهاي با يكديگر كار ميكنند و هر كدام از اجزاي شبكه ، خود ماهيت واحدي را دارند.
وي افزود: فعاليت بنگاهها درقالب يك شبكه زمينه را براي كاهش هزينههاي آنها در بخشهاي مختلف فراهم ميكند و تبليغات آنها نيز راحتر انجام ميشود.
بحريني گفت: شبكه شركتهاي فنآوري نانو ايران براي كمك به شركتهاي فعال در بخش نانو تشكيل شده و از نظر مالي و همچنين فكري ، به اين بنگاهها كمك ميكند.
وي با بيان اين كه توانمند ساختن بنگاهها از جمله وظايف اين شبكه است ، افزود: اين شبكه براي رساندن اين بنگاهها به سطح بنگاههاي جهاني در خصوص تبليغات، بازاريابي ، تجاريسازي و مهارتهاي مذاكره و عقد قرارداد فعاليت ميكند.
نمايشگاه بينالمللي "نانوتكنولوژي "۲۰۰۸ژاپن كه از روز ۱۳فوريه (۲۴ بهمن) با حضور ۲۳كشور جهان از جمله جمهورياسلاميايران در محل نمايشگاههاي بينالمللي "بيگ سايت" در توكيو آغاز بكار كرده بود ، امروز به كار خود خاتمه داد.
در اين نمايشگاه ۵۲۲شركت فعال در عرصه نانوتكنولوژي از كشورهاي مختلف جهان از جمله استراليا ، آمريكا، انگليس، ايتاليا، آلمان، اسپانيا، سوئيس ، كره جنوبي و به ميزباني ژاپن در قالب ۸۴۰غرفه كه حدود نيمي از آن به غرفههاي ژاپناختصاص داشت،آخرين دستاوردهاي نوين در عرصه نانو را به نمايش گذاشتند.
شبكه تجاري نانو ايران ( (INBNنيز در اين نمايشگاه چهار غرفه را به خود اختصاص داده بود كهدرآن برخي شركتهاي فعال ايراني در عرصه نانو شامل شركت "نانونصب پارس" فعال در توليد آنتي باكتريالها، شركت "نرمين شيمي" توليد كننده پارچههاي ضد لك ، شركت "بسپارنانوبن" در حوزه پليمري ، شركت " پارس اسپادانا" توليدكننده نانواكسيدهاي فلزي و شركت "پيشگامان نانوآريا" حضور داشتند.
در اين نمايشگاه شركتهايايراني در كنار ديگر شركتهاي خارجي حاضر در اين نمايشگاه ، آخرين دستاوردهاي خود را در زمينه نانوتكنولوژي مواد ، فناوري اطلاعات، بيوتكنولوژي، انرژي، محيط زيست و فن آوري ساخت نانو براي بازديد علاقهمندان عرضه كردند.
نمايشگاه بينالمللي نانوتكنولوژي ژاپن بزرگترين نمايشگاه از اين نوع در جهان استكه موقعيتهاي ممتازي را براي شركتهاي تجاري فعالجهان دراين زمينه فراهم ميكند.
منبع خبر : IRNA
یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386-0:58 | | بچه درس خون | گروه |لینک به نوشته

محققان آمريكايي گفتند، يك گلايدر درياپيما كه از انرژي گرماي اقيانوس براي جلو راندن خود استفاده ميكند نخستين روبات "سبزي" است كه محيط زير دريا را جستجو ميكند و هيچ آلودگي براي محيط زيست ايجاد نميكند.
به گزارش خبرگزاري رويترز از واشنگتن، محققان ميگويند اين اقيانوس پيماي بدون موتور از ماه دسامبر كه به راه افتاده است، عمق ۱۳هزار پايي (چهار هزار متري) "حوزه جزاير ويرجين" بين "سنت توماس" و "سن كروآ" را بيش از ۲۰بار طي كرده است.
گروه محققان در "موسسه اقيانوس شناسي وودز هول" و "شركت تحقيقاتي وب" در "فالموت" در ماساچوست اعلام كرد، اين روبات ميتواند شش ماه ديگر به خودي خود در اعماق اقيانوس به كاوش بپردازد.
"ديو فراتانتوني" از "وودز هول" گفت، اين گلايدرهاي دريايي را ميتوان براي انجام وظايفي به كار برد كه انسانها به دليل مسائل زماني و مالي نميخواهند انجام دهند و يا قادر به انجام آنها نيستند.
اين روباتها حامل حسگرهايي براي اندازهگيري دما، شوري آب و زايندگي زيستي هستند.
اين روباتها معمولا هر از گاهي براي تعيين موقعيتهايشان با استفاده از سيستم ردياب جهاني ( (GPSو ارتباط با يك آزمايشگاه از طريق ماهوارهاي "ايريديوم" ( (Iridiumبه سطح آب ميآيند.
محققان گفتند، بيشتر گلايدرهاي دريايي متكي به پمپهاي مكانيكي و موتورهايي هستند كه انرژي آنها از باتري تامين ميشود.
اما اين گلايدر درياپيما انرژي خود را از اختلاف دماي ميان آبهاي سطحي گرم اقيانوس و لايههاي عميقتر و سردتر اقيانوس بدست ميآورد.
محققان گفتند اطلاعاتي كه اين گلايدر دريا پيما جمعآوري ميكند به محققان در درك اينكه چگونه گردآبها در اين منطقه بر چرخش اقيانوس تاثير ميگذارند و لارو ماهي و آلايندهها را به اطراف ميبرند، كمك ميكند.
منبع : ايرنا
دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386-17:51 | | بچه درس خون | گروه |لینک به نوشته

شايد سفر زمانى بسيار راحت تر از آن باشد كه تصور مى كنيم
ماركوس چاون
ترجمه: شهاب شعرى مقدم
خلاصه مقاله
۱- براساس نظريه ريسمان ها، جهان ما پوسته اى ۴ بعدى است كه در يك فضا- زمان ۱۰ بعدى شناور است.
۲- درصورت انحناى شديد ابعاد فراسوى جهان ما، هر ذره اى كه قادر به خروج از ابعاد چهارگانه اين جهان باشد، مى تواند با ميان بر زدن از ميان بعد پنجم، حتى از نور هم پيشى بگيرد.
۳- حركت سريع تر از نور، از ديد برخى از ناظرهاى اين جهان، به معناى سفر در زمان و بازگشت به گذشته است.
۴- گراويتون ها و نوترينوهاى خنثى ذراتى هستند كه امكان خروج از جهان ما را دارند. بنابراين اين ذرات قادرند در زمان سفر كنند.
۵- بدين ترتيب طى چند دهه آينده و با كمك نوترينوهاى خنثى قادر خواهيم بود ايده سفر در زمان را به طور تجربى بيازماييم.
احتمالاً عنوان جديدترين مقاله علمى «هانريش پاس»
Pas.H
براى شما بيش از حد عجيب و غريب و نامفهوم به نظر برسد: «منحنى هاى زمان گونه بسته در جهان هاى پوسته اى خميده غيرمتقارن» ! اما براى آنهايى كه به فيزيك نظرى مسلط هستند اين مقاله از يك حقيقت شگفت انگيز پرده بردارى مى كند. براساس اين مقاله، ساخت ماشين زمان، بسيار راحت تر و دردسترس تر از آن چيزى است كه تاكنون تصور مى شد.
پس ديگر كند و كاو طاقت فرسا در جهان براى يافتن سياه چاله هاى چرخان يا كرم چاله هاى عجيب و غريب را ( كه تا پيش از اين به نظر مى رسيد كه تنها راه هاى سفر در زمان باشند) فراموش كنيد. براساس نظر «پاس» و همكارانش در دانشگاه هاوايى، در سفر در زمان، همواره و در همه جا در جهان بر روى ما گشوده است. نكته جالب تر اينكه برخلاف اغلب سناريوهاى قبلى، صحت اين ايده را مى توان همين جا بر روى زمين هم به معرض آزمون گذاشت. «بيل لوئيز»
Louis.B
كه فيزيكدانى از آزمايشگاه ملى لس آلاموس در نيومكزيكو و يكى از مسئولان ارشد آزمايش معروف باريكه نوترينوى
MiniBoone
در آزمايشگاه شتاب دهنده فرمى است دراين باره مى گويد: «به نظر من ايده اى كه «پاس» ارائه كرده، ايده اى بسيار شگفت انگيز و فوق العاده است. اما هم اكنون مسئله مهم، نشان دادن صحت اين ايده است.»
البته فيزيكدانانى نظير «لوئيز» حق دارند كه كمى محتاط باشند. در واقع بايد گفت كه هرچند هيچ يك از قوانين طبيعت امكان سفر در زمان را عملاً رد نمى كنند، اما فيزيكدان ها از ديرباز با اين مسئله ميانه چندان خوشى نداشته اند، چرا كه سفر در زمان مى تواند فرض پذيرفته شده تقدم علت بر معلول را زير سئوال ببرد. از طرفى نقض قانون موجبيت مى تواند اوضاع جهان را به هم بريزد. به عنوان مثال شما مى توانيد به گذشته سفر كرده و از تولد خودتان جلوگيرى كنيد.
وجود چنين تناقض نماهايى منجر به ارائه حدسى از سوى «استفن هاوكينگ» شد كه اصطلاحاً «حدس حفاظت از تاريخ» ناميده مى شود. براساس اين حدس بايد اصولى در فيزيك (كه هنوز كشف نشده اند) وجود داشته باشند كه از امكان وقوع سفر در زمان جلوگيرى كنند. تا همين سه سال پيش هيچ كس نتوانسته بود جزئيات چنين اصولى را ترسيم كند تا اينكه در سال ۲۰۰۳ گروهى از محققان كه بر روى نظريه ريسمان ها (كه بهترين گزينه براى رسيدن به نظريه اى واحد در فيزيك است) كار مى كردند، مدعى شدند كه براساس اين نظريه، ساز و كارهايى وجود دارند كه مى توانند از سفر در زمان جلوگيرى كنند
تا به اينجا ظاهراً همه چيز درست بود. اما حتماً مى دانيد كه فيزيكدان ها در قانع نشدن به يك جواب، شهره خاص و عام هستند. اين گونه بود كه «پاس» و دو نفر از همكارانش به نام هاى «سنديپ پاكواسا»
Pakvasa.S
از دانشگاه هاوايى و «توماس ويلر»
Weiler.T
از دانشگاه وندربيلت در تنسى شروع به تجزيه و تحليل مجدد نظريه ريسمان ها كردند. اين نظريه، اجزاى بنيادين جهان را نه به صورت ذرات نقطه اى بلكه به شكل ريسمان هاى مرتعش انرژى مى داند. در اين نظريه، ارتعاش سريع تر اين ريسمان ها معادل جرم بيشتر ذرات است.
اين ريسمان هاى مرتعش مى توانند نحوه هزاران نوع برهم كنش مابين تمامى ذرات بنيادى نظير كوارك ها و الكترون ها را توضيح دهند. اما نكته اى اساسى در مورد اين نظريه وجود دارد: اين نظريه تنها زمانى جواب مى دهد كه اين ريسمان هاى انرژى به جاى چهار بعد معمول، در يك فضا- زمان ۱۰ بعدى در حال ارتعاش باشند. در واقع براساس نظريه ريسمان ها، اين ابعاد اضافى يا فوق العاده كوچك هستند، به طورى كه تاكنون متوجه حضور آنها نشده ايم و يا بسيار بزرگ و به گونه اى خميده هستند كه باز هم تا به حال از ديد ما پنهان مانده اند.
بنابر نظريه ريسمان ها، جهان ما در واقع پوسته اى چهار بعدى است كه در يك فضا- زمان 10 بعدى شناور است. اما از آنجايى كه تمامى ذرات و نيروهاى جهان ما مقيد به پوسته چهار بعدى اين جهان هستند و امكان خروج از آن را ندارند، بنابراين ما نيز تاكنون از وجود ابعاد بالاتر خارج از جهان خود (يعنى همين چهار بعدى كه تجربه هاى ما محدود به آن است) هيچ اطلاعى نداشتيم. «پاس» در اين باره مى گويد: «اگر واقعاً چنين باشد پس امكان ميان بر زدن از ميان اين ابعاد بالاتر نيز وجود خواهد داشت و همين مسيرهاى ميان بر است كه سفر در زمان را ممكن مى سازد.»
تجسم چنين ميان برهايى كار چندان دشوارى نيست. فرض كنيد كه پوسته چهار بعدى جهان ما كه در بعد بالاتر (بعد پنجم) جاى گرفته همانند كاغذى باشد كه از وسط تا شده و دو انتهاى آن بر روى همديگر قرار گرفته است. در اين صورت مى توان از نقطه اى واقع بر پوسته جهان، آن را ترك كرده و وارد بعد بالاتر شد و پس از پيمودن مسيرى كوتاه در بعد پنجم دوباره و در نقطه اى ديگر در مقابل آن به جهان بازگشت. جالب اينجاست كه اگر اين صفحه خم شده (يعنى جهان ما) صفحه اى بسيار بزرگ باشد، در اين صورت براى پيمودن همين مسير از روى خود صفحه (يعنى از درون جهان) مى بايست فاصله اى بسيار طولانى را طى مى كرديم اما با خروج از پوسته جهان و عبور از ميان ابعاد بالاتر عملاً ميان بر خواهيم زد.
اما مسئله اى در ارتباط با تصويرى كه ارائه شد وجود دارد. اگرچه اساساً مى توان جهانى را تصور كرد كه بتوان از يك سوى آن به سوى ديگر ميان بر زد اما مسئله آن است كه جهان ما نمى تواند مشابه چنين جهانى باشد. علت اين امر آن است كه فضا- زمان چنين جهانى به شدت خميده بوده و نتيجتاً با نظريه نسبيت خاص اينشتين (كه هندسه فضا را تخت يا اقليدسى مى داند) ناسازگار خواهد بود. از آنجايى كه آزمون هاى تجربى متعددى تاكنون صحت پيش بينى هاى نسبيت خاص را در حوزه محلى موقعيت ما در جهان تا دقتى بالاتر از يك به يك ميليون تاييد كرده اند، بنابراين بسيار بعيد است كه پوسته چهاربعدى جهان ما همانند يك كاغذ تاشده باشد.
بنابراين پاس، پاكواسا و ويلر از فرض ديگرى استفاده كردند. آنها فضا- زمانى را در نظر گرفتند كه در آن، جهان ما يك پوسته چهاربعدى تخت بوده اما اين پوسته تخت، در ابعاد بالاترى شناور است كه به شدت خميده هستند. از آنجايى كه در اين تصوير، جهان ما تخت است بنابراين نسبيت خاص همچنان در آن معتبر خواهد بود. اما ميزان انحناى ابعاد بالاتر خارج از جهان ما به حدى است كه نسبيت خاص در آن ابعاد ديگر اعتبار خود را از دست خواهد داد. اين امر بدان معناست كه هر چيزى كه بتواند از ابعاد جهان ما خارج شده و وارد بعد پنجم شود قادر خواهد بود يكى از بنيادى ترين اصول نسبيت خاص را زير پا بگذارد: چنين چيزى قادر است با سرعتى فراتر از سرعت نور حركت كند.
اين امر، نتايج خارق العاده اى را براى ساكنان پوسته جهان ما در بر خواهد داشت. در نظر اشخاصى كه در اين جهان زندگى مى كنند، هر چيزى كه مسيرى ميان بر را از ميان ابعاد بالاتر هستى طى كند، ناگهان از نقطه اى از جهان ما غيب شده و در نقطه اى ديگر در جهان ظاهر مى شود. در نظر برخى از ساكنان جهان، هويت مزبور فاصله مابين اين دو نقطه را حتى سريع تر از نور طى خواهد كرد. اما شگفت انگيزتر آن كه در نظر برخى ديگر، آن چيز حتى در زمان سفر كرده و به گذشته باز خواهد گشت. علت اين امر آن است كه براساس نظريه نسبيت خاص، در برخى از چارچوب هاى مرجع، حركت سريع تر از نور معادل سفر در زمان و بازگشت به گذشته است. «پاس» در اين باره مى گويد: «چنين مسيرهاى ميان برى كه از ابعاد بالاتر هستى در خارج از جهان ما عبور مى كنند اصطلاحاً «منحنى هاى زمان گونه بسته» ناميده مى شوند. يافتن چنين مسيرهايى در واقع معادل دستيابى به رمز ماشين زمان است.»
• خروج از رويه
اما اين ايده سفر در زمان نيازمند حل يك مشكل است و آن يافتن راهى است براى خروج از جهان ما و ورود به ابعاد بالاتر هستى. اما انجام چنين كارى چگونه ميسر خواهد بود؟ خوشبختانه نظريه ريسمان ها راهى را براى اين كار در پيش روى ما قرار مى دهد. براساس اين نظريه تقريباً تمامى ريسمان هاى نمايانگر ذرات بنيادى جهان ما ريسمان هايى باز هستند و دو انتهاى اين ريسمان ها همواره مقيد به پوسته جهان ماست. به همين دليل هم اين ذرات هيچ گاه نخواهند توانست از جهان ما خارج شده و با ورود به بعد پنجم، مسير ميان برى را در فضا- زمان بپيمايند. اما در اين ميان دو استثناى مهم نيز وجود دارد: يكى ذره (ريسمان) حامل نيروى گرانش به نام گراويتون و ديگرى نوع چهارمى از نوترينو كه در برابر سه نوع معمول آن اصطلاحاً نوترينوى خنثى ناميده مى شود (منظور از نوترينوى خنثى، خنثى بودن آن به لحاظ الكتريكى نيست چراكه نوترينوهاى معمولى نيز همگى فاقد بار الكتريكى بوده و هيچ يك در برهم كنش الكترومغناطيسى شركت نمى كنند. در واقع منظور از عبارت خنثى آن است كه اين نوترينوها داراى فوق بار ضعيف صفر هستند و بنابراين حتى در برهم كنش ضعيف هم شركت نمى كنند و تنها در برهم كنش گرانشى وارد مى شوند). مطابق نظريه ريسمان، اين دو ذره برخلاف ساير ذرات، ريسمان هاى حلقوى بسته هستند. از آنجايى كه اين ريسمان هاى بسته عملاً هيچ انتهاى مشخصى ندارند كه به پوسته جهان مقيد باشند، بنابراين مى توانند آزادانه از جهان ما خارج شده و به ساير ابعاد هستى سفر كنند.
همين ويژگى گراويتون ها است كه به نظريه پردازان ريسمان كمك مى كند تا ضعيف بودن نيروى گرانش را نسبت به ساير نيروهاى بنيادى نظير الكترومغناطيس تبيين كنند. بر اين اساس، ضعيف بودن نيروى گرانش در واقع بدان علت است كه تعداد بسيارى از گراويتون هاى گسيل شده توسط ذره مبدأ پيش از آنكه فرصت رسيدن به ذره مقصد را پيدا كنند از جهان ما خارج خواهند شد و به ابعاد بالاتر درز مى كنند. اما شگفت انگيزتر آنكه خروج اين ذرات از ابعاد جهان ما و ميان بر زدن آنها از ميان ابعاد بالاتر هستى بدان معنا است كه گراويتون ها و نوترينوهاى خنثى اساساً توانايى سفر در زمان را دارند. بنابراين «پاس» معتقد است كه به كمك اين ذرات مى توان امكان سفر در زمان را به طور تجربى به محك آزمون گذاشت.
اما چنين كارى چندان آسان نخواهد بود چراكه هيچ كس تاكنون موفق به دام اندازى يك گراويتون يا نوترينوى خنثى نشده است، زيرا آشكارسازى اين ذرات بسيار نامحتمل و دشوار است. در هر ثانيه هزاران ميليارد نوترينوى معمولى از بدن ما مى گذرند، اما ما متوجه عبور هيچ يك از آنها نمى شويم چراكه اين ذرات، بسيار به ندرت با الكترون ها و اتم ها برهم كنش انجام مى دهند. اما احتمال برهم كنش نوترينوهاى خنثى با ماده حتى از نوترينوهاى معمولى هم كم تر است چراكه نوترينوهاى خنثى تنها از طريق برهم كنش فوق العاده ضعيف گرانشى و نيز تبادل بوزون هيگز با ماده برهم كنش دارند. (بوزون هيگز، ذره اى است كه هنوز به طور تجربى كشف نشده است. جرم هريك از ذرات بنيادى در واقع ماحصل برهم كنش آنها با اين ذره است.)
با همه اين احوال «پاس» و همكارانش معتقدند كه براساس مكانيك كوانتومى راهى براى اين مسئله وجود دارد. قوانين فيزيك كوانتومى حاكى از آن است كه نوترينوها مى توانند از نوعى به نوع ديگر تبديل شوند. آزمايش هاى انجام شده در ژاپن و ايالات متحده نيز كه براى آشكارسازى نوترينوهاى خورشيدى و نيز نوترينوهاى حاصل از ساير منابع اخترفيزيكى طراحى شده اند، به طور تجربى موفق به تاييد امكان تبديل نوترينوها از نوعى به نوع ديگر شده اند. همين مسئله در مورد نوترينوهاى خنثى هم صادق است به گونه اى كه اين نوترينوها نيز مى توانند به نوترينوهاى معمولى (كه با سهولت بسيار بيشترى قابل آشكارسازى هستند) تبديل شوند و بالعكس. نكته حائز اهميت آنكه احتمال اين تبديل، به تناسب چگالى محيطى كه نوترينوها در حال عبور از آن هستند، افزايش مى يابد.
همين نكته بود كه سبب شد تا «پاس» و همكارانش پيشنهاد انجام آزمايشى را ارائه دهند كه خواهد توانست امكان سفر در زمان را به طور تجربى نشان دهد. در اين آزمايش، باريكه اى از نوترينوهاى معمولى از يك مركز تحقيقاتى واقع در قطب جنوب به سوى آشكارسازى در روى خط استوا ارسال خواهد شد. در هنگام عبور باريكه از ميان كره زمين، بخشى از نوترينوها به نوترينوهاى خنثى بدل خواهند شد. ازآنجايى كه اين نوع نوترينوها قادرند از ميان ابعاد بالاتر فراسوى جهان ما ميان بر بزنند بنابراين زودتر از بقيه به آن سوى كره زمين خواهند رسيد، به گونه اى كه گويى از نور هم سريع تر حركت كرده اند. اما همين كه اين نوترينوها از آن سوى زمين خارج شده و وارد اتمسفر شوند، دوباره تغيير نوع داده و به نوترينوهاى معمولى (كه قابل آشكارسازى هستند) بدل خواهند شد. اما با توجه به چرخش زمين و در كمال تعجب، اين نوترينوها (كه سريع تر از نور حركت كرده بودند) در زمانى پيش از زمان آغاز حركت خود به مقصد خواهند رسيد!
هرچند انجام چنين آزمايشى فراتر از توانمندى هاى فناورى فعلى بشر است، اما همان طور كه «پاس» هم به درستى بدان اشاره دارد، انجام اين آزمايش طى حداكثر۵۰ سال آينده ميسر خواهد شد. البته تحقق چنين آزمايشى پيش از هرچيز نيازمند صحيح بودن دو پيش فرض است. شرط اول، وجود نوترينوهاى خنثى است. اگرچه اكنون بسيارى از فيزيكدان ها معتقدند كه چنين نوترينوهايى بايد وجود داشته باشند، اما اين امر هنوز به طور تجربى تاييد نشده است. و شرط دوم آن است كه همان طور كه «پاس» فرض كرده است ما واقعاً در يك فضا- زمان خميده غيرمتقارن زندگى مى كنيم. اما چنين پيش فرضى تا چه حد قابل قبول است؟
هنگامى كه اينشتين، نظريه نسبيت عام را ارائه كرد، عملاً نشان داد كه فضا- زمان تحت چه شرايطى ممكن است خميده و يا تخت باشد. اما معادلات اينشتين چيزى درباره هندسه واقعى جهان به ما نمى گويد (بلكه صرفاً حالت هاى ممكن اين هندسه را به تصوير مى كشد). بنابراين، به عنوان مثال كيهان شناسان صرفاً با اتكا به اين معادلات نمى توانند بگويند كه آيا جهان ما تا بى نهايت ادامه دارد و يا اينكه اين جهان، جهانى خميده و بسته است. همين امر، در ماشين هاى زمان متفاوتى را بر روى فيزيكدان ها گشوده است، كه برخى قابل قبول تر از بقيه هستند.
به عنوان مثال، يكى از پاسخ هاى مشهور معادلات اينشتين كه براى نخستين بار توسط رياضيدانى به نام «كورت گودل»
Godel. K
ارائه شد، جهانى را توصيف مى كند كه با سرعت به دور خود درحال چرخش است. در چنين جهانى نور به جاى حركت در خط راست، در يك مسير مارپيچى حركت خواهدكرد. «گودل» توانست نشان دهد مسافرى كه در چنين جهانى مسيرى طولانى را در اعماق كيهان طى مى كند، قادر است حتى از نور هم پيشى گرفته و در زمانى پيش از شروع حركت خود از مبدأ، به آنجا بازگردد. به عبارتى جهان چرخنده گودل، همانند يك ماشين زمان عمل مى كند. اما مسئله همان طور كه «پاس» هم بدان اشاره مى كند، اين است كه ما واقعاً در چنين جهانى زندگى نمى كنيم.
يكى ديگر از انواع ماشين زمان را مى توان در درون سياه چاله هاى چرخان جست وجو كرد. در سياه چاله هاى چرخان، فضا- زمان آنچنان انحنا پيدا مى كند كه جاى فضا با زمان عوض مى شود. اگرچه اين نوع ماشين زمان واقعاً در جهان ما وجود دارد اما در اينجا هم مسئله آن است كه اين سياه چاله هاى چرخان عملاً خارج از دسترس ما هستند. اما پس از سياه چاله هاى چرخان، نوبت به نوع ديگرى از ماشين زمان مى رسد كه ايده آن براى اولين بار توسط فيزيكدانى به نام «فرانك تيپلر»
F.Tipler
مطرح شد. اين نوع ماشين زمان در فضا- زمان اطراف يك جرم استوانه اى چرخان نامتناهى شكل مى گيرد، اما به عقيده «پاس» ساخت چنين ماشينى هم عملاً غيرممكن است، چرا كه نيازمند جرم استوانه اى فوق العاده عظيمى است كه با سرعتى غيرقابل باور در حال چرخش باشد
شايد سفر زمانى بسيار راحت تر از آن باشد كه تصور مى كنيم
جهان خميده غير متقارن
يكى ديگر از گزينه هاى مطرح در مورد ماشين زمان، كرم چاله ها هستند. اين تونل هاى ميكروسكوپى در ساختار فضا- زمان، مى توانند يك نقطه از زمان را به نقطه اى ديگر از آن متصل كنند. اما براى عبور از ميان اين تونل ها هم يك مشكل اساسى وجود دارد: تونل كرم چاله ها در يك چشم برهم زدن پس از تشكيل، به طور خود به خود بسته مى شود.
براى باز نگاه داشتن اين تونل ها فقط يك راه وجود دارد و آن استفاده از نوعى ماده ناشناخته است. اين نوع ماده برخلاف ماده معمولى كه در حضور ميدان گرانشى جذب مى شود، بر اثر نيروى گرانش دفع خواهد شد و همين نيروى دافعه است كه مى تواند از بسته شدن دهانه كرم چاله جلوگيرى كند. اما همان طور كه «پاس» هم مى گويد، ما هنوز نمى دانيم كه چنين ماده عجيب و غريبى در جهان وجود دارد يا خير و اگر وجود داشته باشد، آيا پايدار خواهد بود يا نه.
اگرچه «پاس» اذعان مى دارد طرحى كه توسط او و همكارانش براى سفر در زمان ارائه شده نيز، نيازمند وجود ماده عجيبى است كه بتواند به بعد پنجم انحنا بدهد، اما به نظر او، به هر حال اين طرحى، قابل قبول تر از بقيه طرح هاست. علت اين امر آن است كه ماده عجيب ناشناخته در اين طرح ( برخلاف طرح كرم چاله ها) مى تواند در ميان ابعاد بالاتر خارج از جهان ما، پنهان شده باشد. بدين ترتيب طرح «پاس» مى تواند توضيح دهد كه چرا تاكنون ما با چنين ماده عجيب و غريبى در جهان مواجه نشده ايم.
البته ايده «پاس» هم مانند هر ايده ديگرى منتقدانى دارد. يكى از اين اشخاص، «سيدنى دسر»
S.Deser
از دانشگاه برانديس ماساچوست است. دسر كه ايده وجود ماده عجيب و ناشناخته را چندان نمى پسندد، همانند اينشتين معتقد است كه سفر در زمان اساساً ممكن نخواهد بود.
اما «پاس» معتقد است كه با تصويرى كه او و همكارانش از فضا- زمان ارائه داده اند، مى توان تعدادى از مسائل بى پاسخ را كه نسبيت عام با آنها مواجه است حل كرد. به عنوان مثال، برقرارى ارتباطى فراتر از سرعت نور مابين نقاط دوردست كيهان با همديگر در جهان اوليه، مى تواند به تبادل گرمايى اين نقاط با همديگر منجر شده باشد. همين امر قادر خواهد بود كه علت يكنواختى دماى جهان را كه توسط كيهان شناسان مشاهده شده است، توضيح دهد. بدين ترتيب نظريه «پاس» مى تواند جايگزينى براى نظريه تورمى باشد (نظريه تورمى در كيهان شناسى سعى دارد تا با فرض اين كه در لحظات آغازين پيدايش جهان، فضا- زمان دچار انبساط فوق العاده سريع و غيرقابل تصورى شده است، يكنواختى دماى جهان را توضيح دهد). در واقع تا پيش از ارائه نظريه پاس، عمده كيهان شناسان از نظريه تورمى حمايت مى كردند، اما مسئله آن است كه هيچكس تاكنون موفق به ارائه جزئيات فيزيك وراى مسئله تورم كيهانى نشده است.
• جهان خميده
در اين ميان برخى نيز به آن بخش ايده «پاس» كه به فضا- زمان خميده غيرمتقارن مرتبط است با ديده ترديد مى نگرند. «تونى پاديلا»
T.Padilla
از دانشگاه بارسلوناى اسپانيا يكى از اين اشخاص است. وى مى گويد: «اين نظريه قطعاً نظريه جالب توجهى است، اما هنوز زود است كه وجود چنين فضا- زمانى را كه اين نظريه بدان اشاره دارد، طبيعى بدانيم. ابتدا بايد پايدار بودن اين نوع فضا- زمان را ارزيابى كرد و من به شخصه معتقدم كه چنين فضا- زمانى پايدار نخواهد بود ؛ هرچند ممكن است من در اشتباه باشم.»
البته «پاديلا» اذعان مى دارد كه ممكن است در آينده مشخص شود كه يك جهان پوسته اى با همان ويژگى هايى كه گروه «پاس» بدان اشاره دارد، جهان پايدارى خواهد بود؛ اما در نظر «پاديلا» هنوز چنين چيزى روشن نيست.
«جان كرامر»
J.Cramer
نيز از دانشگاه واشينگتن در سياتل معتقد است كه در ايده پاس، نكات جالبى نهفته است؛ اما او نيز مى گويد: «تحقق اين ايده نيازمند وجود يك جهان پوسته اى خميده غيرمتقارن است، اما ممكن است جهان ما مشابه چنين جهانى نباشد.» و ادامه مى دهد: «اما به هر حال اين ايده، ايده اى بسيار شگفت انگيز است.»
البته چنانچه سفر در زمان براساس ايده «پاس» ممكن باشد، تنها ذرات خاصى نظير نوترينوهاى خنثى و گراويتون ها امكان اين سفر را خواهند داشت و بنابراين ما عملاً امكان دخل و تصرف چندانى را در گذشته جهان نخواهيم داشت. اما «پاس» با نگاهى واقع بينانه به بحث مسافرت در زمان نگاه مى كند. او معتقد است تا زمانى كه به لحاظ نظرى احتمال سفر در زمان وجود داشته باشد، انجام آزمايش هاى تجربى در اين زمينه به زحمتش مى ارزد. او در اين مورد مى گويد: «حتى چنانچه سفر در زمان ميسر هم نباشد، با تحقيق بر روى ذراتى نظير نوترينوهاى خنثى مى توان به ماهيت آن قانون هاى فيزيك پى برد كه از چنين سفرى جلوگيرى مى كنند.» به هر حال، اولين پاسخ ها به پرسش هاى مطرح در مورد ذراتى نظير نوترينوهاى خنثى به زودى و توسط نتايج آزمايش باريكه نوترينوى
MiniBoone
ارائه خواهد شد. اين آزمايش تا اواخر همين امسال قادر خواهد بود كه وجود نوترينوى خنثى و مسيرهاى ميان بر در ابعاد فراسوى جهان ما را به طور تجربى تاييد كند. اما اگر سفر در زمان واقعاً حقيقت داشته باشد، ممكن است پاسخ همه پرسش هاى ما، پيش از پرسيدن آنها ارائه شده باشد
منبع :cph-theory.persiangig.ir
شنبه بیستم بهمن 1386-15:13 | | بچه درس خون | گروه |لینک به نوشته

نمايشگاه بينالمللي "نانوتكنولوژي "۲۰۰۸ژاپن با حضور جمهوري اسلامي ايران در محل نمايشگاههاي بينالمللي "بيگ سايت" در توكيو برگزار ميشود.
به گزارش ايرنا، اين نمايشگاه از ۱۳تا ۱۵فوريه( ۲۴تا ۲۶بهمن) و با حضور ۴۰۰شركت فعال در عرصه نانوتكنولوژي از سراسر جهان برگزار ميگردد.
ش



